منم ديگه دندون دارم....

ديگه تموم شد اينكه هي بهم بگين هيراد بي دندون....حالا منم دندون دارم ...بعد از چند روز تلاش بي وقفه آقاي دندون اينجانب در 7 ماه و 3 روزگي سر از لثه بيرون آوردن و زندگيشون رو شروع كردن.
ديروز وقتي مامانم از سركار برگشت پرستارم بهش گفت مژدگوني بدين ..شازده دندون دار شد...مامانم هم از ذوق جيغ كشيد...بعد هم تا شب لب پايين منو بيچاره كرد از بس گفت برو كنار ميخوام دندون هيراد رو ببينم...42.gif
ميدونين چيه...اصلا چرا اين مامان باباها هميشه فكر ميكنن اون چيزي كه ميخوان بايد انجام بشه؟؟؟من ديشب ساعت 9 شامم رو خوردم و خوابيدم.آخه خيلي خوابم ميومد و بداخلاق شده بودم...اما ساعت 12 شب وقتي چشمام رو باز كردم ديدم ديگه خوابم نمياد06.gifواسه همين شروع كردم به جيغ و داد كه يكي بياد منو از توي تخت بياره بيرون.يكدفعه ديدم كه بابام با چشمهايي كه فقط 1 ميليمتر بيشتر باز نبود اومد بالاي سرم و سريع پستونك رو توي دهنم گذاشت....اما من كه پستونك نميخواستم .دوباره جيغ و داد كردم ديدم بابام مامانم رو صدا كرد كه فكر كنم هيراد گشنشه..14.gifمامانم هم تند تند برام شير درست كرد و داد بخورم ..اما من كه شير نميخواستم...من بازي ميخواستم ....خلاصه هرچي شكمم رو دادم بالا كه يكي منو بغل كنه مگه گوششون بدهكار بود!!كار به جايي رسيد كه بابا گفت من اينجا زمين تو اتاق هيراد دراز ميكشم هيراد رو هم پيش خودم ميارم اينجوري ميخوابه.......................اما وقتي چند دقيقه بعد مامان برگشت ديد بابا از خواب بيهوشه و من هم دمر دارم با گوشه بالش بازي ميكنم.............. .اين ماجرا ادامه داشت تا ساعت 1:15 كه ديگه دلم براي هردوشون سوخت.آخه بابا جونم هم مسافر مشهد بود و صبح پرواز داشت.مامانم هم كه بايد سركار ميرفت ...بيشتر از اون طاقت ديدن قيافه هاي كج و كوله و چشمهاي نيمه باز و خميازه هاي ثانيه يكبار و التماسهاي پشت سر همشون رو نداشتم .براي همين خوابيدم.37.gif.........................................
اما از همين جا از تمامي مامان و باباهاي ني ني ها خواهش ميكنم بيشتر به خواسته هاي ني ني هاشون توجه كنن...متشكرم15.gif


/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیدا

تولدت مبارک باشه قند عسل (با چند روز تاخير) ..... دندون در آوردنت هم مبارک عزيزه دلم ..... پس اون نقطه های سفيد توی لثه ات دندون بود ... مال من که محو شد ........منم بعضی از شبها از این بازیها در میارم و به مامان و بابام

مریم

الهی دورت بگردم به سلامتی، مبارکت باشه انشاا...

کسرا خان !

سلام آقا هيراد . مرسی از اينکه به وبلاگم سر زدی و منو جزء ليست دوستات آوردی . مرسی که با من عهد و پيمان دوستی بستی . دندونت مبارک حضرت آقا .

پريسا(مامان پرنيان)

سلام هيراذی: دندونت مبارک باشه. عزيزم تقصير تو نيست که مامان بابا ميرن سر کار هر کاری دوست داشتی بکن.فقط به پرنيان ياد نده

لیلا مامان آرين کوچولو

مامانی هيراد دندون پسرت مبارک.حالا گاز گرفتن هاش شروع می شه.در ضمن وقتی اين پستت رو خوندم خيلی خنديدم چون ماجراهايی که شما دارين ماهم داريم.ومن ياد خودم افتادم.خيلی جالبه نه؟وقتی نصف شب پاشی وببينی بچت دلش بازی می خواد

مامان صفا

قربونه تو پسر فهميده برم من. آقا با دندون

مازيار

توي سايت tinypic.com همون صفحه اصلي مياد كه عكس رو براوز و سپس آپلود كني بعد از آپلود ۳ تا آدرس مي‌ده كه پايينيش رو كپي و سپس توي قسمت آدرس عكي پيست مي‌كني. همين! اگر بازم مشكلي بود بهم بگو.

آرزو (مامان آرش)

ياسمن جون سلام هيراد گل چطوره؟ بيزحمت آدرس ايميلت را برام بفرست تا من اينويتيشن سايت دراپ شات را برات بفرستم آنجا ميتواني عكسهايت را تند و سريع آپلود كني بعد در آن آدرس اينترنتي آدرس را بزني

فروغ

شازده مبارکه دندونت باشه ايول به تو پسر شيطون حالا چرا خوابت نميبرد نکنه چون بابات ميخواسته بره سفر دلت تنگ ميشده