پسر خوردنی من

این آقا پسر ما هر وقت که از خواب بلند میشه و چشماشو باز میکنه به آدم میخنده یک جوری که آدم تا یک ماچه محکم از لپش نکنه نمیتونه ولش کنه.اونم که فقط عاشق همینه که دستاشو ،کف پاهاشو و لپو و گردنشو بوس کنی.صداش در نمیاد.

حالا تصور کنید که صبح در حال حاضر شدن برای سرکار رفتن هستین و این شازده بیدار شده و داره بهتون میخنده....آخه چجوری بذارمش و بیام سرکار...

خدا رحم کنه روزی رو که بزرگتر شده و جلوی در می ایسته و میگه مامان نرو سرکار20.gif...............

هیراد یک هفته ای میشه که در تلاشه شصت پاش رو به دهنش برسونه.امیدوارم موفق بشی عزیزم...البته من در پشتکاری که در غلت زدن از تو سراغ دارم مطمئنم که موفق میشی.

راستی خواستم اینجا براش عکس هم بذارم که انگار امکانش نیست و اگرهم هست به این راحتیها نیست.

/ 3 نظر / 6 بازدید
anita

agha heerad e khordani salam khoshbehale mamanet ke har rooz mitoone machet kone ma ke dastemoon behet nemirese beharhal ba arezooye didane harche zoodtar to barat arezooye salamati mikonam bebakhshid farsi englisi neveshtam

خاله نسيم

سلام هيراد کوچولوی ناز . با وجود اين که هنوز از نزديک نديدمت ولی با عکسای خوشگلت کلی حال می کنم!(بد اموزی) راستی چون از قديم گفتن بزرگترها بايد تجربيات خودشونو در اختيار کوچو لو ها قرار بدن.وظيفه ی خودم می دونم که بهت بگم شصت پا خيلی خوش مزه است.قدر مامان ياسمنتو هم بدون باشه؟

خاله هليا جون

سلام هيراد جونم! من که کاملا موافقم تو خيلی خوردنی هستی! هرچی هم بزرگتر ميشی خوردنی تر ميشی! در ضمن شما خيلی هم خوش تيپ هستی! در اين قسمت دست مامان و بابات درد نکنه!