اولین دوست هم سن من....

من اولین دوست هم سن خودم رو از نزدیک دیدم...
میدونین چیه آخه من دور و برم اصلا نی نی هم سنم وجود نداره...اما چهارشنبه شب پرنیان با پریسا جون (مامان پرنیان)اومدن خونه ما...آخه پریسا جون با مامانم تو دانشگاه همکلاس بودن.
خلاصه پرنیان از مشهد اومده تهران و اومد پیش ما.اولش که همدیگه رو دیدیم یک کمی مات بودیم اما زودی با هم دوست شدیم و برای همدیگه ذوق کردیم...جندتا عکس خوشگل هم مدل شکار لحظه ها ازمون گرفتن که بعدا مامانم اینجا میذاره....
مامانم برامون اون اردک نارنجیمو آورد و روشنش کرد تا تماشاش کنیم .ما دو تا هم سینه خیز به طرفش رفتیم ...مثل مسابقه بود پرنیان مدل شنای کرال میرفت منم مدل سینه خیز رفتن سربازای جبهه...خلاصه جاتون خالی کارامون خیلی دیدنی بود...

راستی من هنوز حالم خوب نشده............
تا خوابم میبره سرفه هام شروع میشه و اگه یک کمی شدید بشه تا یک کوچولو دیر به دادم برسن حالم بهم میخوره.اصلا هم شربت دوست ندارم...
دعا کنین زود حالم خوب بشه

/ 5 نظر / 7 بازدید
آرزو (مامان آرش)

هيراد جون سلام انشاءالله كه زود زود زود خوب بشي. ياسمن جون سلام چطوري؟ من آن قد شمار را از پاساژ قائم گرفتم. آنجا همه رنگ و همه مدلش را داره. خيابان بهار هم ديده بودم. ولي بيشتر اسباب بازي فروشي ها و بعضي لوازم تحرير فروشي‌ها هم دارند

پريسا(مامان پرنيان)

سلام هيرادی: چطوری با زحمتهای ما؟ دلم برای تو و اردک نارنجيت تنگ شده اميدوارم زود خوب شی.

ليلا مامان آرين

سلام هيراد جون.به مامانيت بگو عکسهاتونو بذاره ديگه.درضمن خيلی مراقب خودت باش که زودتر خوب خوب بشی...

معصوم

سلام هيراد خوشحالم که دوست پيدا کردی فقط که ازت دوره در ضمن شربتو بخور تا زود خوب بشی

فروغ

ايول شازده پسر دوستم شدی مبارکه