اولين تنبيه جدي من توسط مامان و بابا..

ديشب من داشتم با لگوها و مكعبهاي رنگيم بازي ميكردم كه يكدفعه شروع كردم به پرت كردن و با هر پرتاب هم اعلام ميكردم پرت!!اولش مامان و بابا چيزي نگفتن چون اشكالي ايجاد نميكرد اما كم كم كه كار داشت به جاهاي خطرناك ميكشيد و من مكعبها رو به شيشه بوفه و صفحه تلويزيون پرت كردم بابا گفت هيراد اين كار خوبي نيست ولي من تكرار كردم و انگار نه انگار چندبار بابا و مامان گفتن هيراد نكن خطرناكه و من گوش نكردم بابا و مامان باهام قهر كردن و هرچي صداشون ميكردم جوابم رونميدادن تا طبق معمول رفتم به طرفشون و شروع كردم به بوس كردن اونها(روش متداول هيراد در خ ر كردن مادر و پدر)
اما مامان گفت هيراد بوس كردن فايده نداره چون تو كار بدي كردي ...وقتي من و بابا بهت ميگيم اين كار بده شما نبايد اون رو تكرار كني ...بايد بگي چشم....باشه؟منم تند تند گفتم: باشه باشه،چشم چشم،باشه باشه.....(اون موقع فكر كنم مامانم ميخواست قورتم بده05.gif
اما به 2 دقيقه نكشيد كه من دوباره شروع كردم به پرت كردن اسباب بازيها04.gif
مامان و بابا تصميم گرفتن كه موضوع رو جدي تر بررسي كنن و ايندفعه بابا من رو توي تختم گذاشت تا در مورد كار بدم فكر كنم!!منم اولش گريه كردم و اونها رو صدا زدم كه :پايين...پايين(يعني منو بگذارين پايين)اما بعدش ديگه ساكت شدم بعد ازيكي دو دقيقه بابا اومد پيشم و گفت ديگه قول ميدي اسباب بازيهات رو پرت نكني؟منم گفتم :اوهووم...بيه(يعني بله)
بابا هم منو آورد توي پذيرايي و مخصوصا مكعبهام رو جمع نكرده بود كه ببينه من چي كار ميكنم....فكر ميكنين چي شد؟
....
من رفتم سراغ پازلم و دونه دونه پازلها رو پرت ميكردم و ميگفتم پرت!!!!!
مامانم كه نتونست خندش رو كنترل كنه و رفت توي اتاق....و من دوباره به جايگاه قبليم يعني توي تختم برگردونده شدم و همون مراحل تكرار شد...اما مامانم براي حفظ آبروي بابا و خودش ديگه اسباب بازيها رو جمع كرد............
ديگه يك كمي كه از اين ماجرا گذشت مامان و بابا بوسم كردن كه طبق كتاب تربيتي مبادا فكر كنم دوست ندارن31.gif

/ 19 نظر / 486 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هيژا

به مامان و بابا بگو آخه من دارم تمرين پرت کردن می‌کنم، کاری نمی کنم که. من هنوزم که ۳ سالم شده يه وقتايی از اين کارا می‌کنم

مزدا

۱ - اينا برا پرت و شيطنت باحالت ۲ - من یه مطلب جدید نوشتم، بلاگرد ه

مامان کاميار

پس هيراد هم مثل من وقتی بابا مامانش می گن نکن!باز اون کار رو می کنه!چه نقاط مشترک

مامان نورا

بابا هنوز هم که توی تربيت جدي هستين ... تربيت مربيت بذار کنار خانومی ، پاشو بيا يه چيزی بنويس ..

مزدا

فوق‌العاده ... فوق‌العاده... دردنامه پیشی باقری منتشر شد... خانوم پیشی از کجا آمده است؟ شیر باقری کیست؟... ادامه این خبر را در وبلاگم بخونین.

هلیا

مامان نورا راست میگه! بابا اینجا رو آپدیت کن!

لیلا مامان آرین

چه ماجرای جالبی.حالا خوب شد مامانی اسباب بازیهارو جمعش کرد وگرنه این چرخه ادامه داشت.[خنده]

امان از تو هیراد خوب مامان و بابا رو سر کار میذاری[قهقهه]

مامان ماهان

هیراد جون بذار دل مامان و بابات خوش باشه که دارن تو را تربیت می کنن....می دونم که تا چند ماه دیگه که 2 سالت بشه بهشون نشون می دی یک من ماست چقدر کره می ده[تایید][شوخی]