Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers شجاعت - رنگ زندگی

رنگ زندگی

روز چهارشنبه با مامان و بابا یک سر رفتیم پیش عمو دکتر ناطقیان.آخه یک هفته ای بود آبریزش بینی داشتم و خوب چون اوندفعه هم سینوسهام عفونی بود مامان و بابا منو بردن پیش دکتر.خلاصه رفتیم اونجا و دکتر منو معاینه کرد و طبق معمول هم آنتی بیتیک برام تجویز شدناراحت

بعد مامانم از آقای دکتر پرسید که کی میتونم واکسن آنفولانزام رو بزنم و دکتر هم گفت الان میتونه و ربطی به سرماخوردگیش نداره.خلاصه آقای دکتر یک آمپول از توی جعبه دراورد و من همینطور داشتم نگاه میکردم.این اولین بار بود که ١/۵ یالگی به بعد داشتم آمپول میزدم.مامانم منتظر یک جیغ و داد حسابی بود اما من مثل یک جنتلمن واقعی فقط یک آی گفتم تعجبو مامانم که باورش نمیشد گفت آفرین پسرمتشویقآقای دکتر هم گفت به من آفرین بگین و منم که هل شده بودم برگشتم و یک آفرین به آقای دکتر گفتمنیشخند

این بود که ما هم بالاخره واکسن آنفولانزا رو زدیم و یک کمی خیال مامان و بابا رو راحت کردیماز خود راضی

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٩ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط مامان هیراد و آراد نظرات () |