Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers من کولاک کردم.... - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

میدونین چیه؟ وقتی که فهمیدم اینقدر راه رفتن من با روروئک همه رو هیجان زده میکنه گفتم چرا خسیس بازی دربیارم.بزار دل مامان و بابا رو شاد کنم.اجرم با خدا....

وقتی فردای روزی که ۴ قدم با روروئک راه رفته بودم مامان از سر کار اومد خونه.من هی شروع کردم نق نق کردن تا مامانم منو توی روروئک بذاره...مامانم هم همین کار رو کرد...خلاصه منهم در یک چشم به هم زدن از اینطرف اتاق رفتم اونطرف ...از این اونور به اینور...تازه وقتی هم روی سرامیک میرسیدم یک پا میزدم و ویژژژژژژژژژژژژژژژ ....بقیشو سر میخوردم تا رورووکم به یه جایی بخوره و وایسته:)مامانم که از شدت هیجان هاج و واج مونده بود...

وقتی بابایی اومد خونه..یعنی تا در رو باز کرد مامان گفت هیراد جونم بیا پیش بابا...منم دیدم که باید تمام هنرم رو به بابا نشون بدم ...با تمام قدرتم یک پا زدم و ویژژژژژژژژژژژژژژژژ رفتم طرف در ...از جلوی در هم رد شدم......سر خوردم تا یکدفعه به مبل خوردم و ایستادم...

بابا که از ذوق و خنده نمیدونست چی کار کنه...

تازه هم پنجشنبه شب که خونه مامان جون(مامان مامان)مهمونی بود یک عالمه جلوی همه روروئک سواری کردم و همه برام دست زدن...

ما اینیم دیگه

[ ۱۳۸٥/۸/٢٧ ] [ ۸:۳٤ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب