Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers اولين آنتي بيوتيك زندگي من! - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
مرسي از همه دوستهاي خوبم كه احوال منو پرسيدن.راستش ديشب دكتر بوديم و من بعد از حدود 12 روز سرماخوردگي خفيف تازه گلوم چرك كرده و حسابي تب كردم.و دكتر بهم براي اولين بار آنتي بيوتيك داد.خيلي لاغر و ضعيف شدم و مامان و بابا حسابي برام غصه ميخورن.
دعا كنين زودي خوب بشم.
مامانم هم چند روزيه كه حسابي مريض شده و همش سرفه ميكنه اما نميره دكتر.ميگه خوب ميشه .مثل اينكه فقط بلده من رو ببره دكتر
راستي من شبها قبل از اينكه طبق معمول بالش و پتوم رو به طرف تخت مامان و بابا ببرم به بابا اعلام ميكنم كه "بخور"......يعني دستگاه بخور رو بگذار كه هواي اتاق مرطوب باشه برام!!خوب بده به فكر سلامتيم هستم؟تازه جاش رو هم مشخص ميكنم كه كجاي اتاق باشه!!
يادتونه كه مامان و بابا داشتن توي اتاق من ميخوابيدن كه من كم كم عادت كنم؟خوب بعدش من سرماخوردم و دوباره همش خراب شد و من برگشتم سرجاي اولم يعني توي تخت مامان و بابا
امشب هم عروسي پسرخاله مامانم هست.اما من چون مريضم نميرم.و ميدونم كه همه خيلي ناراحت ميشن چون صدبار ازم دعوت كرده بودن.مخصوصا عروس و داماد كه منو خيلي دوست دارن.تازه داماد يك عالمه عكس از بچگيهاي من تا الانم ازم داره كه توي گوشيش نگه داشته. خلاصه قسمت نبود ما امشب بريم عروسي و مجلس رو گرم كنيم ديگه


[ ۱۳۸٦/٩/٢۸ ] [ ۸:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب