Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers هپيچههههههههههه - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
من سرماخوردم....از بس كه موقع تعويض پوشك از دست مامانم فرار كردم و لخت روي سراميك نشستم...اينم عاقبتش.....
آخه تازگيها از لگنم خوشم اومده و نه اينكه مامانم گهگداري من رو روي لگن نشونده.حالا تا حوصله سر ميره ميرم دم دستشويي و ميگم ج ي ش تا مامانم پوشكم رو در بياره و من رو روي لگن بشونه و من آب بازي كنم....خوب اينهم نتيجه اين كارا ميشه ديگه...
خلاصه من از پنجشنبه شب مريض شدم و عطسه و آبريزش بيني دارم....سرماخوردگيم باعث شد كه مامان و بابا واكسن يكسال و نيمه گيم رو به روز سه شنبه موكول كنن...
راستي من ميميرم براي پيشيها!!!!!من روزهاي دوشنبه پرستار ندارم و ميرم پيش مادر جون و پدر جونم(مامان و باباي مامانم)...پدر جون هميشه من رو ميبره بيرون تا پيشيهاي شهركشون رو ببينم...خلاصه من با همشون حسابي رفيق شدم.تازه همشون ميان پيش من و خودشون رو لوس ميكنن .منم با پام ميخوام دمشون رو ناز كنم.البته فكر كنم يك كمي محكم پام رو روي دمشون ميگذارم چون بعدش صداي ميو ميوشون در مياد.حالا ميدونين اين ماجرا رو براي مامان و بابام چطوري تعريف ميكنم:
ددر....بابا(يعني پدرجون).........پيشي....پيشي....پا(بصورت عملي هم نحوه پا گذاشتن روي دم پيشي نمايش داده ميشه)...........مييييييييو....ميييييييييييو(اينهم صداي پيشي بدبخت از درد دمش)...
خوب متوجه كل داستان شديد؟؟؟

راستي من يك موقعهايي كه دارم با خودم بازي ميكنم ميشمرم: چار...پن...شيش...
همين سه تا رو ميگم.به يك و دو وسه علاقه زيادي ندارم....

جديدا هم وقتي كار بدي ميكنم و مامان يا بابا عصباني ميشه و دعوام ميكنه يا بهم چشم غره ميرن من سرم رو پايين ميندازم و از زير چشم نگاه ميكنم.تا چشم غره اونها تموم بشه بعد سرم و بلند ميكنم و نگاهشون ميكنم.در 50 درصد موارد اگه ببينم خيلي عصبانب نيستن ميرم منت كشي ولي اگه خيلي عصباني بودن ميرم دنبال يك كار ديگه تا يادشون بره


[ ۱۳۸٦/٩/۱٧ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب