Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers هفته آخر 17 ماهگي - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
ميدونين چيه من خيلي جام توي تخت مامان و بابام راحته و ترجيح ميدم كه اتاق اونا با وسايلشون رو با اتاق خودم و وسايلم تعويض كنم....فكر كنم مامان و بابا بايد خيلي خوشحال باشن كه اتاقم رو بهشون قرض ميدم...
Free Image Hosting at allyoucanupload.com
ولي اونها اصلا قدر نميدونن ...
ديشب بابا رفته بود كه مسواك بزنه و مامانم هم داشت آشپزخونه رو مرتب ميكرد و من هم همش نق نق ميكردم چون خيلي خوابم ميامد.مامان بهم گفت كه بالش و پتوت رو بردار و برو توي تخت ما تا من و بابا هم بيايم پيشت.منهم هن هن كنان بالش و پتوم رو به سمت اتاق اونها بردم و روي تخت گذاشتم.بعد اومدم و در اتاق رو بستم.البته نه كاملا و خودم هم همونجا وايستادم تا كسي توي اتاق نياد.بعد كه بابا اومد بياد تو اتاق من همونجا در رو نگه داشتم.بابام گفت هيراد حالا ديگه ما رو به اتاق خودمون هم راه نميدي؟منم با رشادت گفتم: نه ....مامان و بابا يكدفعه زدن زير خنده...البته من اصلا با كسي شوخي نداشتم و سر حرفم موندم.ولي خوب چون بابا زورش از من بيشتر منو گرفت توي بغلش و حسابي بوسم كرد و دوباره دوتاييشون اومدن توي رختخواب و هرچند ثانيه ميگفتن هيراد ديگه ما رو توي اتاقمون راه نميدي و من بازم محكم ميگفتم نه!! و اونها ميزدن زير خنده...چطوري بگم كه من با كسي شوخي ندارم !!!!!!!!!!!!!

تازگيها وقتي با مامان و بابام ميرم خريد ديگه توي پاساژ اجازه نميدم كه من رو بغل كنن يا توي كالسكه بگذارن و يا دستم رو بگيرن....خودم ميخوام تنها تنها راه برم سرعتم هم خيلي زياده و همش هم توي دست و پاي مردم ميرم...طفلكي بابام كه همش در حال دويدن دنبال منه و كافيه بهم دست بزنه تا جيغم هوا بره....خيليها هم كه منو نميبينن و بهم ميخورن و منو ميندازن زمين اما دوباره بلند ميشم و ادامه ميدم...تازه يكي يكي ميرم توي مغازه ها و خوب فروشنده و جنسها رو برانداز ميكنم و ميام بيرون.به مامان و بابا هم هيچ كاري ندارم.....عاشق اين ذرتهايي هم شدم كه بيرون ميفروشن...خيلي خوشمزه هست!!!!
اين هفته هم بايد يكسر برم پيش عمو دكترم و هفته بعد هم .................واكسن...............
و باز وحشت مامان من از تب كردنم!!

فكر كنم دفعه بعد كه بيام اينجا بنويسم ديگه 1/5 سالم تموم شده
[ ۱۳۸٦/٩/٥ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب