Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers من یکساله شدم - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

                        اشک شادی شمع رو نگاه کن           که داره میچکه چیکه چیکه

                    کام همه رو بیا شیرین کن       بیا کیک رو ببر تیکه تیکه

                همه جمع شده اند دور تو امشب     گل بوسه میدن تو بچینی

                    در جشن تولدت عزیزم            همه انگشترن،تو نگینی

                      نگاه کن هدیه ها رو              نگا ،بادکنکا رو

                    عجب رنگ و وارنگ               ی عجب شب قشنگی

 
        تولد،تولد،تولدت مبارک          مبارک،مبارک ،تولدت مبارک

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

مامانم میگه یکسال پیش همین امروز ساعت 1:35 توی اتاق عمل بیمارستان کسری یه فرشته کوچولوی 3 کیلو و 400 گرمی 49 سانتی متری ،یه پسر کاکل مشکی(که الان کاکل قهوه ای شده)،یه پسر چشم طوسی (که الان چشم قهوه ای شده)،یه گوله عشق،یه دنیا آرزو،یه عالمه امید از توی دل یه مامان بیهوش که چشماش اون موقع بسته بود و این آتیش پاره رو نمیدید اومد بیرون......

فهمیدین اون کی بود؟؟؟حدس بزنین....آره دیگه ..اون من بودم....همین هیراد فینگیلی که حالا یکسالم شده و دیگه واسه خودم مردی شدم....

دیگه جزو نوزادا به حساب نمیام و کودک شدم ...تازه ایشالله بزودی اسمم میشه کودک نوپا!

 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

مامانم میگه من خیلی کارا دارم که توی سال جدید زندگیم باید انجام بدم.میگه باید توی زندگی هدف داشته باشم و براش برنامه ریزی کنم!!!

منم میخوام به حرفهای مامانم خوب گوش بدم...اگه بشه میخوام ازشکستن شروع کنم، مثلا از شیشه های عطر مامانم.....شایدم از لاکهاش...شاید هم از کریستالهای روی میز...نمیدونم کدومش رو توی صدر کارام قرار بدم...ولی دوست دارم برای همش برنامه داشته باشم...

توی این یکسال خیلی کارا یاد گرفتم مثل لبخند زدن..نانای کردن...غذا خوردن....سینه خیز رفتن..4 دست و پا رفتن..بلند شدن و ایستادن...توپ بازی کردن...کتاپ پاره کردن...کلاهک آباژور شکوندن..نفس عمیق کشیدن...و گفتن کلمه هایی مثل مامان،بابا،ددر،جیز،آب....وخیلی خیلی کارهای دیگه که الان یادم نمیاد.

 و خیلی کارا هم به مامان و بابام یاد دادم....مثل حموم کردن بچه...غذا درست کردن برای بچه..غذا دادن به بچه و تحمل نخوردن و تف کردن بچه...تحمل گریه های وحشتناک بچه..عوض کردن پوشک بچه...تحمل شب بیداریها بخاطر بچه..و از همه مهمتر فدا کردن خیلی از خواسته ها و آرزوهای خودشون برای بچه...و شاید خیلی چیزهای دیگه که بازم الان یادم نمیاد.

Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com   Free Image Hosting at allyoucanupload.comFree Image Hosting at allyoucanupload.com  

     Free Image Hosting at allyoucanupload.comFree Image Hosting at allyoucanupload.comFree Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com   

 


خوشحالم که اولین سال زندگیم اینقدر پربار بوده!!!پس تولدم مبارک..

[ ۱۳۸٦/۳/۸ ] [ ۸:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب