Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers سحرخیز باش تا کامروا باشی... - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

ما این روزا خیلی خیلی سحرخیز شدیم ها!!!باور نمیکنین؟؟؟؟میتونین قیافه مامان و بابام رو ببینین.......
میدونین چیه من هر ساعتی که شب بخوابم امکان نداره صبح از ساعت 6:30 دیرتر بیدار بشم...حالا اگه 6:30 بیدار بشم که روز پادشاهی مامان و بابا هست اما فقط کافیه از ساعت 10:30 زودتر بخوابم اونوقت ساعت بیداریم به ازای هر دقیقه زودتر خوابیدن یک ربع زودتر میشهمثلا دیشب خیلی خوابم میومد و مامان هرکاری کرد که منو نخوابونه نشد خلاصه ساعت 8:30 خوابم برد و جاتون خالی که ساعت 3:30 صبح سرحال بلند شدم و تازه مامان و بابا فکر کردن اگه یک شیشه شیر بخورم دیگه بیهوشم ولی زهی خیال باطل که خوابم نبرد و ساعت 4 بامداد به دلیل اینکه مامانم واقعا چشماش قفل بود و نمیتونست منو بخوابونه ،من به تخت مامان و بابا برده شدم و بعد از چندین بالا و پایین پردین خوابم برد و ساعت 6:30 صبح دوباره با چهره ای قبراقتر بیدار شدم.........
میدونین که یکی از آرزوهای مامان و بابا این روزا چیه؟یک خواب حسابی تا هر ساعتی که دوست دارن بدون اینکه کسی اون خواب رو قطع کنه(حالا مثل اینکه من نمیفهمم اون منم ها!!!)

راستی دیروز توی طوفان که بیرون نبودین ...بودین؟
دیروز عصر مامان منو برداشت که بریم شهر کتاب نزدیک خونمون.با هم رفتیم توی پارکینگ تا طبق معمول کالسکه منو که توی انباری هست بیرون بیاره و بعد بریم...اما همینطور که داشت منو توی کالسکه مینشوند کم کم هوا تاریک شد و مامانم شصتش خبردار شد که اوضاع هوا داره خراب میشه و از بیرون رفتن پشیمون شد....اما یک مشکلی بود ...اونم اینکه من که به همین راحتیها برنمیگشم خونه...خلاصه مامان بیچاره مجبور شد که 20 دقیقه ای منو توی پارکینگ بچرخونه ،سرعتم رو زیاد کنه،کم کنه...دیگه هر هنری که بلد بود که منو سرگرم کنه انجام داد.بعد که خواستیم بریم بالا یکدفعه برقها قطع شد و من و مامان توی تاریکی پارکینگ گیر افتادیم...من که اصلا نمیترسیدم تازه خوشم هم اومده بود ولی فکر کنم مامانم کم نترسیده بود چون زودی زنگ زد به بابا که بیاد ما رو نجات بود..خلاصه تا رسیدن بابا به خونه مامانم برام یک کمی آهنگ فرشید گذاشت و من ذوق کردم ...و بعد از 10 دقیقه ما نجات پیدا کردیم....

[ ۱۳۸٦/٢/٢٤ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب