Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers هفته دوم نه ماهگی - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

پیشرفتهایی که توی این هفته یاد گرفتم رو زود بنویسم تا توی کارای شلوغ شب عید گم و گور نشه و یادم نره....

1- من حرف زدنم توی این یک هفته خیلی زیاد شده...همش دارم حرف میزنم اونم همراه با حالتهای مختلف صورتم...وقتی با یک چیزی بازی میکنم همش باهاش حرف میزنم ... گاگواومی ماماگاگه . ..حالا معنیش چیه مشخص نیست ولی حالت ابروها و چشمام نشون میده که خیلی مطلب مهمی هست....
2-یک چیزی که تازه یاد گرفتم و مامانم هم خیلی کیف کرده اینه که ساعت روی دیوار خونمون رو میشناسم...وقتی مامانم میگه هیراد ساعت کو؟سریع به طرفش نگاه میکنم یا اگه توی اتاق باشم با روروئک میرم بیرون و ساعت رو روی دیوار پیدا میکنم و بهش نگاه میکنم و یکی دوبار هم شده که با انگشتم نشونش دادم...

3- مامانم چراغ رو هم یادم داده ولی نه اینکه با انگشت به طرف سقف اشاره کرده من فکر میکنم اشاره انگشت به طرف سقف اسمش چراغه

4-عاشق اینم که یکی زیر بغلم رو بگیره و منو راه ببره ومنم هی پام رو روی وسایلی که روی زمین افتاده بذارم....حتی اگه توپ هم باشه پام روش باید بذارم و اصلا شوت کردن بلد نیستم...

5-یک کاری هم که از دیشب شروع کردم پرش مثل فنر هستش...البته مال ساعت 11 شب به بعد که به علت بیخوابی فعالیتهای جسمی عجیب و غریبم زیاد میشه...اگه منو ایستاده نگه دارین هی مثل فنر بالا و پایین میپرم...

دیگه چیز دیگه ای یادم نمیاد....البته باید اعتراف کنم که در چهار دست و پا رفتن خیلی تنبلم...همش ژستش رو میگیرم اما تا میخوام حرکت کنم پخش زمین میشم و سینه خیز میرم...........

[ ۱۳۸٥/۱٢/٢٢ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب