Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers باباي خوبم...... - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
ميدونين چيه من بابام رو خيلي دوست دارم...البته نه اينكه مامانم رو دوست نداشته باشم ها...اما بابام رو خيلي خيلي دوست دارم...
SmileyCentral.com
بعداز ظهرها وقتي مامانم ساعت 4 مياد خونه من از توي بغل پرستارم خودم رو پرت ميكنم توي بغلش ....يك عالمه براش ذوق ميكنم ...اين ذوق كردن يك نيمساعتي طول ميكشه...بعدش عادي ميشه...اما وقتي ساعت 7 و 8 شب ميشه و صداي در مياد و بابام مياد خونه ديگه از ذوق نميدونم چي كار كنم....حتي تحمل اين رو هم ندارم كه بابام دستاشو بشوره...همينطور دنبالش ميرم و سر و صدا ميكنم تا زودتر منو بغل كنه...
بعدش هم همش بازي ...بازي ...بازي.خيلي خوبه...البته خوب احساس ميكنم مامانم يك كمي حسوديش ميشه.براي همين هم وسط بازي با بابا گاهي يك نيم نگاهي به مامانم ميكنم و يك لبخند دلبري تحويلش ميدم تا غصه نخوره...آخه گناه داره


راستي ديشب تا مامانم اومد بهم شام بده غر زدم و رفتم طرف بابا ...مامانم هم فكر كرد كه من دلم بازي ميخواد و گشنم نيست اما بابا گفت بذار امتحان كنم ببينم ميخوره يا نه.....منم نزديك 10 دقيقه توي روروئكم بدون اينكه حركت كنم و اينور و اونور برم جلوي بابام ايستادم و تا ته تمام غذام رو خوردم.....
مامانم از يك طرف خيلي خوشحال شد كه تمام غذام رو خوردم و تازه هم اون تونست 10 دقيقه اي راحت بشينه و استراحت كنه..اما من ميدونم كه از يه طرف ديگه ته دلش حسوديش شد...

[ ۱۳۸٥/۱۱/٢٤ ] [ ۸:۱٢ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب