Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers منم ديگه دندون دارم.... - رنگ زندگی

رنگ زندگی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
ديگه تموم شد اينكه هي بهم بگين هيراد بي دندون....حالا منم دندون دارم ...بعد از چند روز تلاش بي وقفه آقاي دندون اينجانب در 7 ماه و 3 روزگي سر از لثه بيرون آوردن و زندگيشون رو شروع كردن.
ديروز وقتي مامانم از سركار برگشت پرستارم بهش گفت مژدگوني بدين ..شازده دندون دار شد...مامانم هم از ذوق جيغ كشيد...بعد هم تا شب لب پايين منو بيچاره كرد از بس گفت برو كنار ميخوام دندون هيراد رو ببينم...
ميدونين چيه...اصلا چرا اين مامان باباها هميشه فكر ميكنن اون چيزي كه ميخوان بايد انجام بشه؟؟؟من ديشب ساعت 9 شامم رو خوردم و خوابيدم.آخه خيلي خوابم ميومد و بداخلاق شده بودم...اما ساعت 12 شب وقتي چشمام رو باز كردم ديدم ديگه خوابم نميادواسه همين شروع كردم به جيغ و داد كه يكي بياد منو از توي تخت بياره بيرون.يكدفعه ديدم كه بابام با چشمهايي كه فقط 1 ميليمتر بيشتر باز نبود اومد بالاي سرم و سريع پستونك رو توي دهنم گذاشت....اما من كه پستونك نميخواستم .دوباره جيغ و داد كردم ديدم بابام مامانم رو صدا كرد كه فكر كنم هيراد گشنشه..مامانم هم تند تند برام شير درست كرد و داد بخورم ..اما من كه شير نميخواستم...من بازي ميخواستم ....خلاصه هرچي شكمم رو دادم بالا كه يكي منو بغل كنه مگه گوششون بدهكار بود!!كار به جايي رسيد كه بابا گفت من اينجا زمين تو اتاق هيراد دراز ميكشم هيراد رو هم پيش خودم ميارم اينجوري ميخوابه.......................اما وقتي چند دقيقه بعد مامان برگشت ديد بابا از خواب بيهوشه و من هم دمر دارم با گوشه بالش بازي ميكنم.............. .اين ماجرا ادامه داشت تا ساعت 1:15 كه ديگه دلم براي هردوشون سوخت.آخه بابا جونم هم مسافر مشهد بود و صبح پرواز داشت.مامانم هم كه بايد سركار ميرفت ...بيشتر از اون طاقت ديدن قيافه هاي كج و كوله و چشمهاي نيمه باز و خميازه هاي ثانيه يكبار و التماسهاي پشت سر همشون رو نداشتم .براي همين خوابيدم..........................................
اما از همين جا از تمامي مامان و باباهاي ني ني ها خواهش ميكنم بيشتر به خواسته هاي ني ني هاشون توجه كنن...متشكرم


[ ۱۳۸٥/۱٠/۱٢ ] [ ۸:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب